محمد ابراهيمى وركيانى
106
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
اما پارهاى ديگر از نويسندگان اهلسنت نيز به اين حقيقت اشاره نمودهاند : هنگامى كه پيامبر ( ص ) على ( ع ) را به برادرى خويش برگزيد ، فرمود : به خدايى كه مرا به رسالت مبعوث كرد ! عقد اخوت با تو را تأخير نينداختم ، جز اينكه خواستم تو را براى خويش برگزينم . جايگاه تو نسبت به من همانند نسبت هارون با موسى ( ع ) است ، جز اينكه پيامبرى بعد از من نخواهد بود : « انت منى بمنزلة هارون من موسى الّا انه لا نبى بعدى . » « 1 » عقد اخوت بين مهاجر و انصار ، گذشته از تحصيل آمادگى رزمى براى مسلمانان ، موجب شد كه مهاجران نيز به رفاه نسبى رسند ؛ زيرا دو برادر مسلمانى كه با يكديگر عقد اخوت بسته بودند ، نهتنها تا قبل از نزول آيات ارث ، وارث يكديگر بودند ، بلكه از نظر امكانات مادى و مسكن نيز ياور يكديگر بشمار مىآمدند . منشور مدينه پيامبر اسلام پس از عقد اخوت بين مهاجران و انصار و قبل از آن درصدد برآمد با انعقاد پيمانى در ميان گروههاى مختلف مردم مدينه ، مسئوليت امنيت شهر را بهعنوان وطن مشترك ، برعهدهء همه ساكنان آن قرار دهد . از همينرو ، بين مسلمانان و يهوديان و حتى مشركان پيمانى بسته شد كه در آن ، داورى و تصميم نهايى دربارهء امور برعهدهء پيامبر ( ص ) قرار گرفت . بدينترتيب ، حاكميت بر مدينه در اختيار مسلمانان قرار گرفت و ضربهپذيرى اين شهر در برابر تهاجم قريش به حداقل رسيد . در اين عهدنامه آمده است : 1 . اين كتابى است از محمد پيامبر خدا ، بين مؤمنان و مسلمانان از قريش و يثرب و هر كه پيرو آنان باشد و بدانها بپيوندد و با ايشان جهاد كند . 2 . اينان يك امتاند ، جداى از ديگر مردم . 3 . مهاجران قريش به رسمى كه داشتند ، خونبها را ميان خود تقسيم مىكنند و فديه اسيران خويش را به عدالت و رسمى كه ميان مؤمنان است ، مىپردازند .
--> ( 1 ) . قندوزى ، ينابيع المودة ، ج 1 ، ص 226 ؛ ابنهشام ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 169 . نيز بنگريد به : طبرسى ، مجمعالبيان ، ج 7 ، ص 322 ؛ بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 519 ؛ واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 2996 ؛ مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 249 .